|
فقط...تو | ||
|
[ ۱۳٩٠/٤/٤ ] [ ۱:٢۱ ب.ظ ] [ علی زارعی ]
هیچ گاه چشمهایی را که عاشقانه میپرستم ندیدم اما میدانم چشمهایش به مهربانی دریا و به وسعت دشت شقایق است و این برای من کافی است که بدانم عمق چشمانش به ژرفای اقیانوس است و مثل دشت آرام است. من رنگ چشمانش را برای چه میخواهم بدانم وقتی نگاهش پر از عشق است وقتی در عمیقترین نقطه چشمانش می شود دریا را پیدا کرد و در ساحل چشمانش به آرامش رسید. رنگ چشمش مهم نیست وقتی در کنارش به آرامش خیال میرسی و میخواهی تمام دنیا در یک لحظه نگاه او تمام شود. هیچ چیز مهم نیست وقتی ایثار و عشق در نگاه او معنا پیدا کند. یک نگاه برایت تمام دنیا میشود. باور میکنی؟
[ ۱۳٩٠/٤/٤ ] [ ۱:۱٧ ب.ظ ] [ علی زارعی ]
این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.وبه درخواست یکی از دوستانم این داستان رو گذاشتم حتما بخونیدش خیلی جالبه. [ ۱۳٩٠/٤/٤ ] [ ۱:۱٤ ب.ظ ] [ علی زارعی ]
|
![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||